تبلیغات اینترنتیclose
سینی و شبنم (محمد حقوقی)
پیچک ( محمد حقوقی )
شعر و ادب معاصر پارسی
نوشته شده در تاريخ سه شنبه 24 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

سینی و شبنم

 

 



شادم که میهن ام را می بینم
درغربت
ستاره ها همه غمگین بودند
و غروب
بر " صندلی راحت "
نمی نشست
این همه غمگین مباش
که مهتاب غربت را
تماشا نکردی
تو نیز چون من بنگر
که چنین به ماه
می نگرم
چه " صندلی راحتی " ست
در ایوان میهنم
زنم !
نه ...
هنوز ستاره ها نرسیده اند
" رسیدند "
"رسیدند ؟
پس صندل از پای درآر
و " صندلی راحت " ببند !
ترانه ی طاهر را می شنوی ؟
نه ... دیگر خیال تو نیست
خود تویی که خود ، گلی
و شمد مهتاب میهنم
زنم !
شادا که هنوز ستاره ها را نتکانده اند "
"تکاندند!"
" تکاندند ؟
پس صندل بازپوش
و " صندلی راحت " باز کن !
که بر سفره ی چمنی که با راه راه سیمابی بر زمینه ی آبی ست
چاشت چیده ی ماست
با چتر و چاووش
سپیدار و نسیم
سینی و شبنم
و چینی و چای
 
 
 
محمد حقوقی

برچسب ها : ,

موضوع : سینی و شبنم (یک قطعه), | بازديد : 374