تبلیغات اینترنتیclose
منظومه (محمد حقوقی)
پیچک ( محمد حقوقی )
شعر و ادب معاصر پارسی
نوشته شده در تاريخ يکشنبه 22 مرداد 1391 توسط سید مجتبی محمدی |

منظومه

 

 

منظومه
 هم چنان ماهی یک بار
 دور می زد
می گشت
شب ، ژرف بود و ما
در ژرف چاه
 بودیم
و از ژرف چاه
 گاهی در آب
 گاهی در آتش
 می تافتیم
با واژه های افشان در چاه
 از حرف های هوشنگ
یا نوک کلک من
 آه
 یا حمید یا سپانلو یا سیمین
 چرخ ستاره ها را می دیدیم
و نیز می شنیدیم
 از آن ماه
 که همواره با نگاهش
 در راز ، در سخن بود
 و در دور واژه ها
 هر جا که جای مکثی داشت
 پلک می زد
 هیچ گاه واژه ایش
بر لب نمی گذشت
مگر گاهی
 مثل آن گاه
کز منظومه ای سخن می گفتم من که نمی دانستم
در کدام کیهان است
و آن ماه
 می تابید و می گفت
 فردا پگاه
 نگاه خواهم کرد
تا فردا پگاه
 کز پشت میز میز هلالیش
 کیهان به کیهان
شماره به شماره
می گشت
تا ماه دیگر
 کان ماه بی سخن
 باز پلک می زد
 و واژه های افشان
در شعر ما چهار تن
 از چاه
 از من
 یا از حمید یا سپانلو یا سیمین
 و ماه های دورترین نیز
 از نامدار نومید امید می تراوید
امید
 کز سی ماه پیش با خروج از منظومه رفته بود و
 در طوس خفته بود
 و دیگر
تنها با تصویر خود که به صندلی خالیش می تابید
هر ماه
در جمع ما به خاطره
 شرکت می کرد
 وان ماه هم
 ماهی که با نگاه سخن می گفت هم چنان
 و می گفت
 منظومه مرا که کیهان به کیهان هر روز در جستجوش بود
 در وادی هنوز
 خواهد یافت
 بی این که ما بدانیم
 ماه دیگر
 در ژرف چاه خواهد خوابید
 و باز
 بر میزبان تاریک به طرف چاه
 خواهد تابید
 او آن منیژه
یا ثریا
 آن راز
 و ما
بدر تمام را
 بر صدر کلام
 همتاب ماه
 خواهم دید
و قدر کلام را خواهیم دانست
و با شیده و شراره که آن ها نیز با نگاه سخن می گویند
با کلام سخن خواهیم گفت
در منظومهای که ماهی یک بار
بر قرار خواهد بود
 و همچنان بر مدار خواهد گردید

 

 

محمد حقوقی

برچسب ها : ,

موضوع : مجموعه شعر سپید جلد اول, | بازديد : 254